جان جهان – با صدای محمدرضا شجریان
لینکک 160 بازدید
جان جهان دوش کجا بودهای
جان جهان دوش کجا بودهای
نی غلطم در دل ما بودهای
آه که من دوش چه سان بودهام
آه که من دوش چه سان بودهام
آه که تو دوش که را بودهای
آه که تو دوش که را بودهای
رشک برم کاش قبا بودمی
چون که در آغوش قبا بودهای
رشک برم کاش قبا بودمی
چون که در آغوش قبا بودهای
زهره ندارم که بگویم تو را
زهره ندارم که بگویم تو را
بی من بیچاره کجا بودهای
آینهای رنگ تو عکس کسیست
آینهای رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای
تو ز همه رنگ جدا بودهای
آینهای رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای
تو ز همه رنگ جدا بودهای
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم، در حرم،در حرم لطف خدا بودهای
فایل صوتیاش را دارید ؟ برای ما ارسال نمایید
پیشاپیش از همکاریتان سپاسگزاریم
جان عشاق – با صدای محمدرضا شجریان
لینکک 78 بازدید
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی
جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می دانست
وآتش چهره بدین کار برافروخته بود
گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
فایل صوتیاش را دارید ؟ برای ما ارسال نمایید
پیشاپیش از همکاریتان سپاسگزاریم
ای ساربان – با صدای محسن نامجو
لینکک 349 بازدید
ای ساربان، ای کاروان
لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
در بستنِ پیمان ما
تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان، بر پا بود
این عشق ما بماند بجا
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
تمامی دینم، به دنیای فانی
شراره عشقی، که شد زندگانی
به یاد یاری، خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی، خوشا زندگانی
همیشه خدایا، محبت دلها
به دلها بماند، بسان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود
حکایت ما جاودانه شود
تو اکنون زعشقم گریزانی
غمم را ز چشمم نمی خوانی
ازاین غم چو حالم نمی دانی
پس از تو نمونم برای خدا
تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخه غم
گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی
که در پای طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش
زخشم طبیعت شکسته
ای ساربان، ای کاروان
لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
صدا:
تصویر:
جمعه – با صدای فرهاد
لینکک 1,003 بازدید
توی قاب خیس این پنجرهها
عکسی از جمعهی غمگین میبینم،
چه سیاه ئه به تناش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین میبینم.
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
نفسام در نمیآد، جمعهها سر نمیآد!
کاش میبستم چشامو، این ازم بر نمیآد!
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
عمر جمعه به هزار سال میرسه،
جمعهها غم دیگه بیداد میکنه،
آدم از دست خودش خسته میشه،
با لبای بسته فریاد میکنه:
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
جمعه وقت رفتن ئه, موسم دلکندن ئه،
خنجر از پشت میزنه, اون که همراه من ئه!
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
فایل صوتیاش را دارید ؟ برای ما ارسال نمایید
پیشاپیش از همکاریتان سپاسگزاریم
آوار – با صدای فرهاد
لینکک 190 بازدید
تو هم با من نبودی،
مثل من با من
و حتا مثل تن با من!
تو هم با من نبودی،
آن که میپنداشتم باید هوا باشد،
و یا حتا، گمان میکردم این تو
باید از خیل خبرچینان جدا باشد.
تو هم با من نبودی،
تو هم با من نبودی!
تو هم از ما نبودی،
آن که ذات درد را باید صدا باشد
و یا با من، چنان همسفرهی شب،
باید از جنس من و عشق و خدا باشد.
تو هم از ما نبودی!
*
تو هم مؤمن نبودی
بر گلیم ما و حتا در حریم ما،
سادهدل بودم که میپنداشتم
دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.
تو هم از ما نبودی!
*
تو هم مؤمن نبودی
بر گلیم ما و حتا در حریم ما،
سادهدل بودم که میپنداشتم
دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.
تو هم از ما نبودی!
تو هم با من نبودی یار!
ای آوار!
ای سیل مصیبتبار!
فایل صوتیاش را دارید ؟ برای ما ارسال نمایید
پیشاپیش از همکاریتان سپاسگزاریم

(3 امتیاز, میانگین: 4.33 از میان 5)
